آیا برای بچه‌دار شدن آماده‌ایم؟

برای برخی از افراد پاسخ به این سوال یکی از آسان‌ترین سوالات دنیاست. زیرا همیشه خود را در قالب والدین تصور کرده‌اند و زندگی خود را بر اساس آن چیده‌اند. عده‌ای نیز در حال پایین و بالا کردن جوانب این موضوع هستند و برای سال‌ها به آن می‌اندیشند و فکر می‌کنند پیش‌ازاین تصمیم باید تردیدهایشان برطرف شود. برخی نیز پاسخشان به این سوال منفی است.

جز هرکدام از این افراد باشید، چه قطعا بخواهید این کار را با یک تصمیم هوشیارانه انجام دهید، چه برای مادر یا پدر شدن تردید دارید، یا نمی‌دانید برای به عهده گرفتن این مسئولیت این‌چنین طولانی آمادگی دارید یا خیر، امیدواریم مطالب زیر به شما کمک کند تا تصمیم بهتری بگیرید.

یک موضوع مهم در ابتدا این است که هیچ‌کس مجبور به بچه‌دار شدن نیست. دنیا برای افرادی که می‌خواهند به جمعیت آن اضافه کنند، کوچک نیست. اینکه می‌خواهید صاحب فرزندی شوید و اینکه چه آرزو و امیدهایی دارید همگی کاملا به شما مربوط می‌شود.

فاکتور سختی
مادر و پدر بودن بسیار جالب و سرگرم‌کننده است. این کار به‌طوری رضایت‌بخش است که تا زمانی که این نقش را نپذیرفته‌اید نمی‌توانید لذت آن را درک کنید اما درعین‌حال سخت‌تر از همه کارهایی است که تاکنون انجام داده‌اید.

سخت است زیرا بیشترین میران وقت و انرژی شما صرف آن می‌شود و تنها زمان کوتاهی برای استراحت و بازیابی خود، خواهید داشت. این کار سخت خواهد بود چراکه بیشتر والدین زمان، پول، حمایت عاطفی، زمان تحصیل و آمادگی برای کاری که دوست دارند انجام بدهند را نخواهند داشت. سخت است زیرا زمانی که بچه ها شما را کلافه می‌کنند کاملا در چهره شما مشهود است. سخت است زیرا هر اشتباهی که شما انجام داده و بدهید عزیزترین فرد زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد: یعنی فرزندتان!

داشتن فرزند، یکی از تغییرات اساسی زندگی است و به این خاطر که زنان عموما مسئولیت اصلی را در قبال فرزندان دارند، قطعا تاثیری که این اتفاق بر زندگی آن‌ها خواهد داشت، بیشتر از مردان است. در واقع اولویت جامعه در تربیت فرزندان بیشتر بر روی زنان است.

پتی ویپلر موسس مجموعه “والدین دست در دست” کالیفرنیا معتقد است: «پدر و مادری که حیاتی‌ترین نقش برای پروراندن نسل آینده به‌حساب می‌آید به‌صورت اقتصادی و شبیه به یک سرگرمی دیده می‌شود. زنان حقوق، حمایت و مشارکت کافی در جامعه پیدا نمی‌کنند درنتیجه به یک فرد خسته و کسل تبدیل می‌شوند.»

امروزه مردان بیشتر از گذشته در نقش پدری فعالیت می‌کنند. اما همچنان کارهای مربوط به خانه نظیر درست کردن غذا، تدابیر عاطفی، نگهداری از بچه، خرید و جزئیات خانه‌داری بر عهده زن خانه است که حقوقی بابت آن دریافت نمی‌کند.

البته این به آن معنی نیست که این برای مردان یک تصمیم آسان است. در جوامع مدرن هم زن و هم مرد در مواجه با انتخاب شغل یا وظیفه والدی خود قرار می‌گیرد که درنتیجه‌ ماندن در بین این دو وضعیت معمولا زنان فرزند پروری را انتخاب می‌کنند و مردان کار را.

کار کردن بیش‌ازحد مردان یا به‌نوعی اعتیاد آن‌ها به کارشان توسط محل کار و البته نقشی که به‌تازگی در خانواده عهده‌دار آن می‌شوند، تقویت می‌شود. ساعات کاری طولانی باعث افزایش حس تنهایی در مردان می‌شود و این حس را برایشان ایجاد می‌کند که قادر نیستند آن پدری که آرزویش را داشتند، بشوند.